اینترنت طبقاتی چه پیامدهایی برای جامعه بهمراه دارد؟
به گزارش آنی تل، متن حاضر پدیده «اینترنت طبقاتی» را از منظر اندیشمندانی چون آلتوسر و گرامشی تحلیل می کند
به گزارش آنی تل به نقل از خبر آنلاین روزنامه شرق نوشت: در بخش پیامدها، تبعیض در دسترسی به اینترنت به تشکیل شکاف دیجیتال، نابرابری در دسترسی به دانش، محرومیت اقتصادی و تمرکز قدرت ارتباطی منجر می شود.
همینطور نسل زد بعنوان نسل دیجیتال، در برخورد با محدودیت ها به سوی مواضع انتقادی تر سوق پیدا می کند. مقاله نشان داده است که اینترنت طبقاتی هم توسعه اقتصادی را تضعیف می کند و هم باعث کاهش اعتماد عمومی و فرسایش سرمایه اجتماعی دولت می شود. بالاخره، کنشگری در جامعه مدنی با امتناع از پذیرش امتیازات بر پایه تبعیض و کنش مصرفی اعتراضی بعنوان دو راهکار اصلی برای مواجهه با این وضعیت معرفی می شود.
روبنا و زیربنای طبقاتی شدن اینترنت در ایران
بقاتی شدن دسترسی به اینترنت در ایران را میتوان در قالب رابطه زیربنا و روبنا در نظریه های ساختارگرایانه، خصوصاً در خوانش های آلتوسر و گرامشی، تحلیل کرد. با استفاده از رویکرد ساختارگرایانه – انتقادی آلتوسر میتوان اینگونه نتیجه گرفت که در سطح روبنا، محدودسازی و تفکیک دسترسی به اینترنت معمولا با ارجاع به ضرورت هایی چون «امنیت ملی»، «حفظ فرهنگ» یا «مدیریت فضای مجازی» توجیه می شود؛ اما این گفتمان ها را میتوان قسمتی از دستگاه های نگاهی دولت دانست که کارکردشان مقبولیت بخشی به روابط قدرت موجود است. هم جهت با آلتوسر اما با رویکرد متفاوت نظریه پرداز هژمونی آنتونیو گرامشی اعتقاد دارد در سطح زیربنا، این سیاستهای تبعیض آمیز دارای منطق اقتصادی و سیاسی هستند؛ همچون تولید رانت، کنترل جریان اطلاعات و تحکیم سازوکارهای نظارت اجتماعی. از نظر گرامشی، سلطه صرفاً بوسیله اجبار اعمال نمی گردد، بلکه نیازمند تولید هژمونی و رضایت نسبی جامعه است؛ بنابراین، گفتمان های امنیتی و فرهنگی را میتوان قسمتی از پروسه طبیعی سازی این نابرابری ها دانست، در صورتیکه در سطح عمیق تر، این سیاستها در خدمت منافع اقتصادی و تثبیت قدرت عمل می کنند.
دستاوردهای تبعیض در دسترسی به اینترنت
تبعیض در دسترسی به اینترنت در وهله نخست به تشکیل «شکاف دیجیتال» منجر می شود؛ شکافی که نه فقط به تفاوت در دسترسی فنی، بلکه به نابرابری در دسترسی به اطلاعات، فرصت ها و منابع قدرت هم گسترش می یابد؛ این وضعیت به ایجاد «شکاف شناختی» می انجامد، بگونه ای که گروههای دارای دسترسی از منابع آموزشی و اطلاعاتی گسترده تری بهره مند شده و توان بیشتری در تولید دانش پیدا می کنند. در سطح اقتصادی، اینترنت زیرساخت اصلی اقتصاد دیجیتال است و دسترسی نابرابر به آن به توزیع نابرابر موقعیت های شغلی و درآمدی منجر می شود. این امر شکاف اقتصادی را شدت بخشیده و به بازتولید نابرابری طبقاتی می انجامد. از طرفی، اینترنت بعنوان فضای تولید و گردش معنا، نقشی اساسی در توزیع قدرت ارتباطی دارد و نابرابری در دسترسی به آن باعث تمرکز قدرت در دست گروههای خاص می شود. بالاخره، برایند این فرایندها به تشکیل «شهروندی چندسطحی» منجر می شود؛ وضعیتی که در آن دسترسی به حقوق، فرصت ها و منابع بصورت نابرابر توزیع شده و جامعه به سطوح مختلفی از ادغام اجتماعی تقسیم می شود.
تبدیل نسل زد به نسل ضد
باآنکه اینترنت طبقاتی دارای تبعات منفی جدی برای همه اعضای جامعه فارغ از پایگاه اجتماعی و موقعیت نسلی است اما نسل زد بعنوان بومیان دیجیتال، نسلی است که هویت اجتماعی و الگوهای ارتباطی آن بطور عمیق با اینترنت شکل گرفته است. اینترنت برای این نسل نه یک ابزار، بلکه قسمتی از زیست جهان روزمره است. تبعیض در دسترسی به اینترنت برای این نسل، نه صرفاً یک محدودیت فنی، بلکه محرومیت از دسترسی به دانش، موقعیت های اقتصادی و مشارکت اجتماعی تلقی می شود. بنابراین، این وضعیت می تواند به تضعیف اعتماد اجتماعی و افزایش فاصله میان نسل جدید و ساختارهای رسمی بینجامد. در قالب کاستلز، اینترنت بستر اصلی کنش شبکه ای و هویت جمعی است؛ ازاین رو محدودسازی آن می تواند الگوهای کنش اجتماعی این نسل را به سوی اشکال انتقادی تر سوق دهد.
برندگان و بازندگان اینترنت طبقاتی
در سطح کلان، اولین بازنده اینترنت طبقاتی، توسعه کشور است. محدودسازی دسترسی به اینترنت باعث قطع ارتباط با اقتصاد جهانی، کاهش بهره وری، از میان رفتن موقعیت های شغلی و تشدید مهاجرت نیروی انسانی می شود. در سطح سیاسی نیز، دولت- خصوصاً در حالی که وعده اینترنت آزاد داده شده- با کاهش اعتماد عمومی و فرسایش سرمایه اجتماعی مواجه می شود. در سطح دیگر، گروه هایی که از دسترسی های ویژه برخوردار می باشند هم در طولانی مدت با هزینه های اجتماعی مواجه می شوند، چونکه این وضعیت به «ویژه پنداری» و فاصله گرفتن از بدنه جامعه منجر شده و سرمایه نمادین آنها را تضعیف می کند. نمونه هایی از برخی نهادهای حرفه ای که دسترسی های خاص دریافت می کنند، نشان داده است که این امتیازها می توانند به کاهش اعتماد عمومی نسبت به این گروه ها منجر شوند.
راهکارهای جامعه مدنی در برخورد با اینترنت طبقاتی
جامعه مدنی می تواند از دو مسیر اصلی با اینترنت طبقاتی مواجه شود. نخست، امتناع از پذیرش دسترسی های ویژه است. چنین امتیازهایی اگر پذیرفته شوند، به بازتولید نابرابری و فاصله گرفتن گروههای حرفه ای از جامعه منجر می شوند. به عنوان نمونه، تجربه برخی نهادهای صنفی مانند کانون پرستاران نشان داده است که رد امتیازهای تبعیض آمیز می تواند به حفظ انسجام اجتماعی کمک نماید. از سوی دیگر پذیرش و مشروعیت بخشی به تبعیض در دسترسی به اینترنت از سوی نهاد پرسابقه و بزرگی مانند کانون وکلای دادگستری مرکز که اتفاقا فلسفه وجودی آن دسترسی به عدالت است، می تواند ضربه بسیار جدی به اعتبار و آبروی این مرکز و سایر نهادهای مشابه وارد کند. راهبرد دوم، کنش مصرفی اعتراضی است. بخش قابل توجهی از مصرف اینترنت در ایران صرف استفاده از خدمات سرگرمی، خصوصاً تماشای فیلم و سریال در پلت فرم های داخلی و اپراتوری می شود. در این چارچوب، کاهش یا تحریم هدفمند این نوع مصرف می تواند بعنوان یک ابزار فشار اقتصادی و نمادین عمل کند و بر ساختار درآمدی اپراتورها و اکوسیستم محتوا اثر بگذارد. این دو راهبرد در کنار هم می توانند نقش جامعه مدنی را در مقابل روندهای تبعیض آمیز تقویت نمایند.
منبع: آنی تل
این مطلب را می پسندید؟
(1)
(0)
تازه ترین مطالب مرتبط
نظرات بینندگان آنی تل در مورد این مطلب